چگونه به کودک بگوییم پدر و مادر از هم جدا شدهاند؟
یکی از دشوارترین لحظات برای والدین، زمانی است که باید به کودک بگویند پدر و مادر دیگر قرار نیست مانند گذشته در کنار یکدیگر زندگی کنند. بسیاری از والدین نمیدانند چه بگویند، چقدر توضیح بدهند و چگونه از آسیب عاطفی کودک جلوگیری کنند.
نکته مهم این است که کودک باید حقیقت را متناسب با سن و درک خود بداند، اما نباید درگیر جزئیات اختلافات زناشویی والدین شود.
۱. اگر امکان دارد، خبر را با حضور هر دو والد بیان کنید
اگر رابطه والدین به اندازهای آرام و محترمانه است که امکان گفتوگوی مشترک وجود دارد، بهتر است کودک این خبر را از هر دو والد بشنود.
مثلاً میتوان گفت:
«مامان و بابا مدتی است مشکلاتی دارند و تصمیم گرفتهاند جدا از هم زندگی کنند. این تصمیم مربوط به مشکلات بین بزرگسالان است و تقصیر تو نیست.»
۲. حتماً به کودک بگویید تقصیری ندارد
یکی از نگرانیهای پنهان کودکان این است که تصور کنند رفتار آنها باعث جدایی والدین شده است.
کودک ممکن است با خود فکر کند:
«اگر بهتر درس میخواندم، شاید بابا نمیرفت.»
یا:
«اگر آن روز عصبانی نمیشدم، مامان و بابا جدا نمیشدند.»
بنابراین باید بارها و متناسب با سن کودک به او اطمینان داده شود:
«طلاق تقصیر تو نیست و هیچ کاری از طرف تو باعث این جدایی نشده است.»
۳. درباره آینده، اطلاعات روشن و قابل فهم بدهید
کودک بیش از هر چیز میخواهد بداند:
کجا زندگی خواهد کرد؟
چه زمانی پدر یا مادرش را میبیند؟
مدرسهاش تغییر میکند یا نه؟
آیا میتواند با والد دیگر تماس داشته باشد؟
آیا هنوز هر دو والد او را دوست دارند؟
هرچه اطلاعات درباره برنامه زندگی کودک روشنتر باشد، احساس امنیت او بیشتر میشود.
۴. به کودک اجازه دهید احساساتش را بیان کند
ممکن است کودک گریه کند، عصبانی شود، سکوت کند یا حتی بگوید «اصلاً مهم نیست».
هیچکدام از این واکنشها را نباید مسخره یا سرزنش کرد.
بهتر است به او گفته شود:
«میفهمم که ناراحتی. حق داری هر احساسی داشته باشی. من کنار تو هستم و میتوانی هر چیزی را که دوست داری با من در میان بگذاری.»
۵. به سؤالات کودک پاسخ صادقانه اما متناسب با سن بدهید
لازم نیست کودک در جریان تمام مشکلات زناشویی، خیانت، اختلافات مالی یا جزئیات دعواهای والدین قرار بگیرد.
اگر کودک پرسید «چرا؟»، میتوان پاسخ داد:
«مامان و بابا نتوانستند بعضی از مشکلاتشان را حل کنند و تصمیم گرفتهاند جدا زندگی کنند. این موضوع مربوط به رابطه بزرگسالان است.»
صداقت مهم است، اما صداقت به معنای گفتن تمام جزئیات نیست.
۶. از دادن وعدههای غیرقطعی خودداری کنید
جملاتی مانند «حتماً دوباره با هم زندگی میکنیم» یا «شاید هفته بعد همهچیز درست شود»، اگر واقعیت نداشته باشند، میتوانند کودک را در انتظار و اضطراب نگه دارند.
بهتر است درباره چیزهایی صحبت کنیم که واقعاً از آنها مطمئن هستیم:
«من نمیدانم در آینده چه اتفاقی میافتد، اما مطمئنم که هر دو ما تو را دوست داریم و برای مراقبت از تو تلاش میکنیم.»
یک نکته بسیار مهم
بعد از اعلام جدایی، ممکن است کودک بارها همان سؤالها را تکرار کند. این تکرار لزوماً به معنای نفهمیدن موضوع نیست؛ گاهی کودک برای پردازش یک تغییر بزرگ و پیدا کردن احساس امنیت به تکرار پاسخها نیاز دارد.
والدین بهتر است صبور باشند و تا حد امکان پاسخهایی ثابت، آرام و متناسب با سن کودک ارائه دهند.
در پایان چه چیزی بیش از همه به کودک کمک میکند؟
کودک به یک زندگی کاملاً بدون تغییر نیاز ندارد؛ بلکه به این اطمینان نیاز دارد که در میان این تغییرات، هنوز دوستداشتنی، مهم و حمایتشده است.
اگر والدین بتوانند اختلافات خود را از کودک دور نگه دارند، برنامه زندگی او را تا حد امکان باثبات کنند و رابطه عاطفی سالمی با او حفظ کنند، میتوانند تا حد زیادی از فشار روانی ناشی از جدایی بکاهند.
آرامش امروز خانواده، فرزندان موفق فردا
آذر عسکری
روانشناس و درمانگر ارشد کودک و خانواده
azar.askari.psy@
۰۹۱۷۱۰۳۶۶۸۳